می دانی وصیت نامه چیست، وصیتی است به شکل نامه ،،کی، قبل از مرگ ،برای که،، من وتو، برای چه،، پیام می برد زمانی که زنده ای  و می خوانند زمانی که مرده ای، یعنی می نویسی  با انکه می دانی می میری، زیبایی وصیت اینجاست ، واین زیبا می کند هر وصیت نامه ای را .........

مقدمه(جملات با فونت متفاوت گزیده وصیت نامه شهداست)

به بهانه مقدمه : شنیدیم مادر شهیدی 25 سال با تابوت فرزند شهیدش زندگی کرد و این راز آنگاه اشکار شد که جنازه اورا در کناراین تابوت یافتند .

وصیت نامه های شهدا را بخوانید، 70 سال عبادت کرده اید (امام خمینی) در زمزمه های قبل از شهادت و در نشاط شهادت نکته هایی آزموده شده  نهفته است و در زمانه ای که راه ما به زینت ذلت مادی گری و روزمره گی و در نتیجه غفلت همراه گشته، شاید مفید افتد.

اگر چیزی می نویسیم «این بنده حقیر و رو سیاه و گنهکار درب خانه خدا به حکم وظیفه که هر مسلمان دارد چند جمله ای به شما عزیزان با تقوا و پاک می رسانم»[1] به حکم وظیفه است. خندهء زیبای فرزند و زبان شیرین دخترت و علاقه به همسر و حب پدر و مادرت، بگذر از ماشین و خانه و باغ، تفریح و تمام رنگ و لعاب زندگی مادی و تو در اوج جوانی، به یک معنا تمام علاقه ها در یک طرف ترازو و آن طرف حب خدا و علی و حسین و روح الله. انتخاب مشکل است، همینجاست که عمر سعدها، شمرها و یزیدها را به خاک نکبت کشانید، و همینجاست که علی، حسین، حرها را به ملکوت اعلی قصه محشر،دنیا مرگ وقیامت بهشت وجهنم همینجاست و نهفته دراین انتخاب ،،،انتخاب مشکل ترین وحساس ترین مرحله هاست انچه بهشت را خلق می کند وجهنم را شعله ور می کند،انتخاب تواست ،،تو مختاری در انتخاب و خدادرانتظاراین انتخاب و رحمن ورحیم برای انتخاب تو....اما....و اما شهادت از "استعداد الموت قبل الحلول الفوت" آغاز می گردد گلوله بهانه است و خون نماد این حرکت، شهادت مقام است، و پا نهادن به تمام تعلقات دنیوی، آماده شدن و انتخاب خدا، حسین، روح الله، رسیدن به مقام شهادت. آری پل صراط همینجاست. از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر، و تو در نقطه تعادل این ترازو انتخاب کن. اگر فرزند داری و همسرداری و به پدر و مادرت عشق می ورزی و در یک کلام اگر علاقه داری، می دانی شهید چه انتخابی کرد، تو خود را امتحان کن و انتخاب کن.

آنچه می نویسیم تماماً از زبان شهداست وگزینشی از وصایایشان وانچه ما نوشتیم قابی برکلامشان وگر نه ماراچه لایق این حرفها «خدایا من لایق نبودم که کنار عزیزان سنگرنشین باشم که زاهدان شب و شیران روزند و شب ها آنچنان خالصانه و خاشعانه به درگاه خداوند راز و نیاز می کنند که دل سنگ را آب می کنند و آنچنان دلیرانه می جنگند که هیچکس را یارای مقاومت در برابر آنها نیست ولی خدایا تو به لطف و کرمت این لیاقت را به من دادی»[2] «و اما امیدوارم که این نصایح اولاً شامل این بنده حقیر شده باشد»[3] این شهیدان جسم عزیزشان در زیر خروارها خاک و روح بلندشان در زیر لوای حق، ماییم و اعمالمان و راه دور و دشمن بسیار شاید طبیبی بر دل بیمارمان و چراغی برای هدایتمان باشند.

«برادران و خواهران اکنون که این چند کلمه ناقابل به عنوان وصیت نامه به دست شما رسیده است من در زیر توده های خاک قرار گرفته ام و دیگر اثری از من باقی نیست و به آرزوی قلبی خود رسیده ام و خداوند را شاهد می گیرم که تا به حال هر کاری که انجام داده ام فی سبیل الله و فقط برای رضای خدا بوده است»[4]



1- شهید مهدی جمشیدیان قلعه سفیدی.

1- شهید مصطفی جمشیدیان قلعه سفیدی.

2- شهید مسلم جمشیدیان فرزند محمدتقی.

3- شهید محمود جمشیدیان فرزند عباسعلی.