یکی از دوستان ظاهرا شیرازی برای مطلب اینجانب با عنوان(((اگر تجمعی برگزار کردید دستور شلیک می دهیم)))که ما به شخص نه چندان شخیص کروبی لعن کردیم که این مطلب را زیر سول بردندوبنظرم رسید جوابیه این نظر می تواند برای همه مفید باشد لذا نظر وجواب را با هم درج می کنم.
حیف این وبلاگ این همه زحمات که با این جسارت و وقاهتی که دارید خرابش کردید دم از شهید و شهدا خدا و .. میزنی به راحتی به مومنین توحین میکنی فحش ناسزاو مسخره تو و امثال شما باید بروید خودتان را اصلاح کنید برو توبه کن آبرو و حرمت مومن از کعبه بالاتره . فقط یاد گرفتید اسم علی را بزبان بیاورید ولی یه ذره منش مولا علی را ندارید برو ببین ائمه با مخالفینشون چه رفتاری میکردند برو ببین قرآن در مورد توهین به مومن چی میگه و حق نداری به هیچ شخصیتی توهین کنی چه شیعه چه سنی چه دیگر ادیان حال که به صراحت به مومنین و بندگان خدایی که سال ها عمر خودشان را برای این انقلاب گذاشته اند توهن و آنها را مسخره می کنی به والله خارج از هرگونه تعصب این راه روشی نیست که تو و امثال شما دنبال می کنید گر انتقاد پذیری در کارت تجدید نظر کن و اصلاح کن آخرت خودت را با چند حرفی که دیگران میزنند خراب نکن حرف های دیگران را نزن . طبق قرآن و سنت پیش برو حتما حق برایت مشخص خواهدشد
http://eshghoshohada.blogfa.com
به نام خدا
دوست وبرادر بزرگوارم سلام علیکم
بسیار خوشحال وشاید حسادت می کنم به کسانی که از
شهدا می نویسند ،حتی از خود خواهیشان واز آنها قلم می زنند ویاد آنها را در فضای
جامعه باز می کنند . ومی بوسم دستی که قلم شهادت بدست گرفته واین فرهنگ را تقویت
می نماید.
اما نظر جنابعالی را در خصوص مطالب این وبلاگ را
دیدم وخوشحال شدم.
دوست بزرگوارم فرمودید حیف نیست این وبلاک که با این
جسارت ووقاهت خرابش کردم ؛ من هم با شما هم عقیده ام ،خودم هم خجالت میکشم هم از
شهدا بنویسم وهم از اراذلی چون کروبی وموسوی..........
دوست بزرگوارم فرموده بودید باید خودم را اصلاح
نمایم وآیا غیر از این هدف آرزویی داریم ،،فرمودید توبه کنیم ،لق لقه زبانمان ذکری
هست که تکرار شود اما چه کنیم که بازمانده ایم و از خوبان عقب افتاده ایم وقافله
رفت وما ماندیم. از شما چه پنهان گاهی از توبه کردن هم می ترسم چرا که استغفار
اتوب علیه می خوهد ومن خودرا اتوب نمی بینم گاهی فکر می کنم توبه نکردن راحت تر از
توبه کردن است وگاهی حیران می شوم .یکبار هم آمدم با اخلاص لا اله الا بگویم اما
بارها برایش استغفار کردم واز استغفارهایم هم استغفار ودر نهایت دگر هیچ
نگفتم.....
اما گفتی حیف است این وبلاگ به توهین به بزرگان
ومومنین بگذرد ،فرمودید قرآن را مطالعه کنم وسیره را نظاره کنم وآخرت خویش را از
یاد نبرم.
برادر عزیزم اگر منظور شما از بزرگان ومومنین کروبی
وموسوی هستند واگر ملاک ایمان وبزرگی، ریش
و عمامه است،وتعداد چایی که با امام خورده اند ،حرف زیاد است مثال هم بیشتر
برادر عزیزم من هیچ مومنی ندیدم که سعی کنم حرمتش را
بیشتر از کعبه نگه دارم واگر منظور شما لعن اینجانب به کروبی برای مطلب«اگر تجمعی
برگزار کردید دستور شلیک می دهیم » بود این قضیه برخلاف آنچه شما گفتید فقط تکرار
شنیده های دیگران نبود که اصولا من انسان زود باوری نیستم وکار طوطی سبز تکرار
شنیده هاست وآیا اگر حقیقتش برای شما هم اثبات شود شما هم به پلیدی او اذعان
خواهید کرد ؟؟به قصد اثبات شماره تماس بدهید که اگر شد به اثبات برسیم؟وما منتظر
لعن ایشان از شما باشیم.
برادر عزیز وبزرگوارم ،مشکل از من نیست خصوصیت مشترک
تمام فرزندان شهدا ،نفرت از کروبی است . اگر فرزند شهیدی را دیدی که به تمجید از
کروبی پرداخته بدان حسابش جداست. مطلبی تحت عنوان «ای کاش اولین کفش را خودم بر سر
کروبی می زدم» مطلبی بود که برای نویسنده این وبلاگ اتفاق افتاده بود. که به چند
کلام خلاصه می گویم .ما را در کودکی به اجبار به دیدار کروبی می بردند و مجبور می
کردند دست این پلید را ببوسیم ومن که چهره شیطانیش را دیدم ،دستش را نبوسیدم
وبخاطر همین مورد قهر مسئولین سفر قرار گرفتم وچون در زمستان بود وکفش من هم پاره
شد آنها به تنبیه کفشی برایم نگرفتند ومن با کفش پاره در برف زمستان حرکت کردم
وبخاطر آن چند روزی در بیمارستان بودم........
اگر از لعن کروبی توسط خانواده های شهدا ناراحتی
،درد آنان را چه می فهمی ،وچه می دانی..........
دوست عزیز وبزرگوارم لینک وب سایت صانعی وسید حسن
خمینی را در سایت شما دیدم با اینکه سایت نوری همدانی را ندیدم ،اما یک نکته وصد
سوال ،، مطلب «پدیده ای بنام سید حسنین خمینی» را مطالعه کنید ونقیض این قصه هزار
نقض را شما به ما شرح دهید،ما اهل اصلاحیم اما با منطق واین منطق نقض، را شما شرح
دهید.
الف_اگر میزان ما آقای صانعی باشد که لینک
اول وب سایت شماست ، قبول ، منتظری از دید صانعی عارفست ،بماند که خود صانعی با
منتظری مشکل داشت وحتی منتظری با موسوی وکروبی........
اما اگر میزان هموست بهتر است بجای تمسک به قران
وسیره پیامبر من شما را به مطالعه کتاب خاطرات منتظری وکتابی که قبلا در سایت
ایشان بود به نام واقعیتها وقضاوتها که دیگر در سایت ایشان ندیدم تشویق می نمایم
واینجاست که باید کروبی را به عنوان یک کودتاچی با پدر سید حسن محاکمه کرد ،حکمشان
چیزی کمتر از تیرباران نیست واگر به گفته بعضی خدا توبه پذیر است وآنها نادم
وپشیمانند واصلا شهوت قدرت در کار نیست وفقط بحث توبه است ،،،،الهم العن کروبی
،منم حتما توبه خواهم کرد.
اما اگر آن قضیه دروغ است پس مرد باش منتظری را به
محکمه ببر ،یکی را باید انتخاب کرد وحق هم به یکی تعلق می گیرد واگر نگاهتان چون
اهل سنت نگاهی پلورالیسم گونه است و تمام صحابه انقلاب را مبری از خطا می دانید
،پس چه تفاوت است بین شما وآنها ،،، برادر عزیزم از اینکه بترسیم وبه پیشوایان
انقلاب که خطا کرده اند هیچ نگویم ،پس باید به طلحه وزبیر هم هیچ نگوید ، حتما حق
با قرآن ودعا هم حاصل نمی شود .
ب_ اگر میزان سید حسن است من کاری به شرح اصول
الکفایه او ندارم من چیزی جز رنجنامه سید احمد نمی شناسم ومخاطب رنجنامه کسی نیست
جز منتظری ،یعنی همان که کروبی در مرگ او زبان در آورد وموسوی بال در آورد ،چه می
کنید با این نقیضین ،اگر دوباره بحث توبه است ،،لعنته اله علی الموسوی ،، من هم
توبه خواهم کرد چه گویم به کروبی که روزی ادعا می کرد باید منتظری را کشت وامروز
چه می کند،نمی دانیم دم خروس را باور کنیم یا قسم روباه را،،، این رفتار منافقانه
است نه مومنانه .
اما سید حسن را همان مطلبی که نوشتیم را مطالعه کن
وبر اساس آن مطلب قضاوت کنید ،،ما سید حسن را هیچوقت جسارت نکرده ایم واگر
منظورتان نقد اوست این حق طبیعی است که ما بگویم سید حسن هیچ اهمیتی نداشت اگر
فرزند سید احمد نبود و شرح سید احمد همان است که رفت .
برادر عزیزم اگر موسوی را مومن می خوانی او کسیست که
تا بازار ولایت فقیه داغ است با این ادعا به نخست وزیری می رسد وروزی که فحش دادن
به منتظری باب است این کار را می کند وروزی که در انتخابات شکست می خورد حتی مرگ
منتظری را هم حیله رسیدن به خواسته هایش قرار می دهد . اینها یک چهره نیستند مردان
هزار چهره اند وتا جایکه من قران وسیره خوانده ام اینها از مومنین نیستند بلکه از
منافقینند وخوب می دانم قرآن منافقین را چگونه خطاب می کند .
اما اگر منظور شما از مومن اقای صانعی است وقرار است
اخرت من با توهین به ایشان خراب شود اگر مطالب مرا در خصوص ایشان خوانده باشید ،من
ایشان را اجماع نقیض خوانده ام با تمام دلایلی که آورده ام وفکر نمی کنم این توهین
باشد در مقایسه با کلمه زشت حرام زادگی که ایشان ریس جمهور قانونی یک کشور را (
اگر حتی 24میلیون رای این انتخابات را کلا در نظر نگیریم وملاک ما همان انتخابات
قبلی باشد 16 میلیون رای از همین مردم را دارد )چه می گوید واگر قرار است خدا مرا به
خاطر آنکه صانعی را اجماع نقیض خوانده ام با تمام دلایلی که آورده ام ودر مطالب
آینده هم خواهم اورد به جهنم ببرد وایشان را که ادعای مرجعیتش گوش فلک را ازرده
خاطر می کند را بخاطر آن ناسزا به بهشت ببرد هم «ماذالک الظن بک». واگر مثل بعضی
بگوید مثال بوده وفحش محسوب نمی شود ،حق داریم که بگویم بی بصیرتید،،چرا که من از
این پس صد فحش از این بدتر را با تمثیل خواهم زد .
دوست عزیزم اینکه جامعه مدرسین می تواند مرجعیت کسی
را ساقط کند یا نمی تواند به من مربوط نیست اما این را می دانم این کار را قبلا در
مورد آقای شریعتمداری انجام دادند ودیدیم که شد وظاهرا آقای صانعی هم از اعضای آن
بود.
اگر اجماع نقیض خواندن صانعی به تمام دلایل آن ،، دلیل
عاقبت نه بخیری است ،پس چه کنیم با نقضهای اقای اجماع نقیض، او تا دادستان بود یک
چیزی می گفت ،تا عضو شورای نگهبان بود چیز دیگری می گفت ،تا عضو مجلس خبرگان بود
چیز دیگری می گفت ،اصلا کتاب ولایت فقیهشان را اگر بدست آوردید مطالعه کنید ،این
کتاب به دلایلی جز آثارشان در قسمت تالیفات سایتشان هم نیست،،هر مطلبی از ایشان جز
تالیفات ایشان قرار گرفته جز این اثر .....
یکی می گفت ایشان بروز اجتهاد می کند ویکی جواب داد منافق
هم که اینگونه رفتار می کند ،،اگر ایشان بروز اجتهاد می کند منهم سیاسیم، به دیروز
استناد می کنم واگر ایشان مبری از تقصیر است واخرتش اباد است ،حتما ما هم اینگونه
ایم.....
دوست عزیز وبرادر بزرگوارم وصیت شهدای خاصی را در وب
سایتتان اورده ای که به تمجید از آقای دستغیب پرداخته اند من این را نه انکار می
کنم ونه کاری به آن دارم اما من نقطه مشترک وصیت تمام شهدا را یاد آور شما می شوم
که چیزی جزتبعیت از ولایت فقیه نیست. از همت نوشتی اما وصیت نامه اش را ننوشتید که
گفته در دوران غیبت تبعیت محض از ولایت فقیه داشته باشید ،،نکند شما هم شهدا را
برای تطهیر وبزرگ کردن افرادی خاص می خواهید...
اما برادر عزیزم تفاوت بین رزمنده ومجاهد یک چیز است
وآن همان چیزی است که پای تمام برگه های شهادت بود وآن چیزی نبود جز امضای ولی
فقیه. آری تفاوت مجاهد ومبارز در همین است ، مجاهدین یعنی همانان که ما منافقینشان
می خوانیم ومجاهدین یعنی همانان که امروز شهیدشان می دانیم تفاوتی آنچنان نداشتند
همه اهل نماز روزه بودن هردو حتی غسل شهادت هم کردند اما یک تفاوت به ظاهر کوچک
داشتند وآن مهر ولی فقیه پای برگه مبارزه شان بود که یکی را به شهادت رساند ودیگری
را به هلاکت.
خط ولی فقیه وصیت شهدا وامام عزیزمان ویادگارش همام
صراط مستقیم انقلاب ماست و ولی فقیه ما همانست که آقایان صانعی ،فاضل لنکرانی
،نوری همدانی ،جوادی آملی،مشکینی،وحتی آذری قمی وظاهرا همین آقای دستغیب در مجلس خبرگان برای تاید ایشان از جا بلند شدند
ونشانه بلند شدن یعنی همراه شدن ودست نگذار بر دل داغ دیده ام .....
آری صانعی دیروز مخالفت با امر رهبری را حرام می
دانست ،،توجه کن ،، حرام ،، وامروز خود آن حرام را مرتکب می شود. موسوی کسی است که
در آخرین برنامه تلویزیونیش التزام به ولایت فقیه را از عقایدش دانست ،از صانعی
بپرس چه کسی دروغ گفت ،ورای به کدام دروغگو حرام است شاید هم تقلید از دروغ گو
حرام است
دوست عزیز وبرادر بزرگوارم کروبی هم در برنامه
تلویزیونیش اسم هایی در خصوص اختلاص آورد اما چه شد که از دید آقای صانعی فقط آن
آقایی که حرام زاده او را خواند را باید حد زد آیا این اجتهاد بروز است یا اجتهاد
حال به حالیست .
برادر عزیز وبزرگوارم ما به سید حسن تذکر دادیم عمل
به وصیت پدر بر فرزند ارشد واجب است گفتیم نمی خواهد وصیت پدر را بخوانی بلکه به
ان عمل نما وگفتیم به او که تمام این اتهاماتی که این آقایان وخانمها امروز به نظام می زنند ،دیروز همین بی بی سی وصدای
امریکا وامثالهم آنها را به آن متهم می کردند در زمان تصدیهایشان....... نباید زبان
درازی کرد در این زمینه.
اما فرمودید
برای تشخیص حق وباطل به قران مراجعه کنید این را قبلا از زبان خلیفه دوم هم
شنیده بودم وفرمودید رفتار ائمه را با مخالفانشان تحقیق کنم اماچند نکته؛
1- من تحقیق در رفتار همین آقایان را با مخالفانشان
آن زمان که یال وکوپالی داشتند را به شما عزیز بزرگوار توصیه می کنم .
2- ما در این قضیه مخالفت ندیدیم ،عناد ودشمنی ونفاق
دیدیم ،اینها را در دوران خمینی کبیر ضد انقلاب می خواندند وهمین ضد انقلاب بودن
بزرگترین جرم در زمان دادستانی آقای صانعی محسوب می شد........ .
3- رفتار ائمه و خمینی کبیر را در زمان حکومتهایشان
با معاندین ومنافقین را شما ببینید.
حرف زیاد است و مصلحت نیست هر حرفی هرکجا زده شود چه
بگویم . در بین مراجع تقلیدی که لینک کرده ای مرجعی است بنام سید صادق روحانی تو
خود تحقیق کن علت حصرش را در همان زمان منتظری وصانعی وامثالهم.......
اما از آنجا که فرمودید برای تشخیص حق وباطل به قران
مراجعه کنم فقط برای شما می گویم ، به صاحب خود قران قسم برای بر ملا کردن چهره اینان سه بار به قرآن
تفال زدم بار اول از منافقین آمد بار دوم باز از منافین آمد وبار سوم این آیه آمد؛
ای پیامبر با کافران ومنافقان به جهاد بپرداز وبا آنان با خشونت رفتار کن
وجایگاهشان جهنم است وچه بد سرانجام است(توبه 73)
برادر عزیز ودوست بزرگوارم من کروبی وموسوی وامثالهم
را مومن نمی دانم بلکه منافق می دانم ومبارزه با منافق را قران خوب نشانم داده است.
با آرزوی سلامتی و زندگی خوش برای شما دوست وبرادر
بزرگوارم.