ای کاروان حسین ،ای قافله سالار وای زینب آری برای رسیدن به کربلا از مکه گذشید شرط کربلایی شدن را حاجی شدن می دانید ،وبرای حسین شدن ابراهیم شدن را لازم می دانید ونهضت کربلا را ادامه نهضت پیامبران دانستید .

حسین ای کشتی نجات وای نوح هر زمان ،،،،ای برادر ای برادر آیا تو آماده ای یا تازه آمده ای. اگر آمده ای آماده شو واگر آماده ای رهشپار شو،،قافله در حرکت است وآسمان در حال باریدن ،سیل در حال جمع شدن وکشتی نوح در حال حرکت،این قافله در حال حرکت ،این قافله رهسپار است ،،برای مُحَرم آفریدن مُحرِم می شوند ،،حاجرهای قافله در صفا ومروه می دوند ،واسماعیل ها برای جوشش زمزم آماده وخندان،،حسین جان به مقام ابراهیم احترام کن ونفی جمرات را آغاز کن ،، تیغ بران ابراهیم امروز بدست توست ،،این قافله در حرکت است ،،برای حسین شدن ابراهیم شدن لازم است وبرای ابراهیم شدن گذشتن از اسماعیل ومگر برای مُحرِم شدن زینتها را باید آویخت ««المال والبنون زینه الحیات الدنیا»» نکند زینتها زنجیرت کنند ودشمنت شوند ««ان المال والبنون فتنه لکم»»...

و اما،،، قافله حسین از مکه می گذرد ،اما نا تمام ،یعنی قرار است ناتمام ابراهیم را تمام کند واحتیاج به جهادی بزرگتر است .حسین در صحرای عرفات عرفه می خواند ودر صحرای کربلا رم جمرات می کند سنگ را بجای کوبیدن به سنگها به خود شیطان می کوبد وبرای حاجی شدن قربانی لازم است ......

حسین در کربلا احرام کرد وصفا ومروه را زینب ادا کرد وجمرات را یزید دانست وسنگ را شمشیروقربانی را تمام خویشان وخویش واینبار تیغ برید اما بجای سنگ گلوی اصغر .اتهام ابراهیم حب نفس اسماعیل بود ،سراب صفا ومروه بهانه امتحان حاجر ونتیجه زمزم و بنای خانه خدا شد.

هر سال به یاد خلیل شدن ابراهیم وبرای حاجی شدن در قربانگاه آرزوها گوسفندی نمادین از دنیا را باید قربانی کرد تا به یاد قربانگاه آرزوهایت باشی.

و اما حسین ،،،خودش وهمه چیزش را برای همه کس در همه جا وبرای تمام اصار حتی قبل از خودش فدا کرد

حسین قربانگاه را از کعبه به کربلا آورد کالبد قربانی در مکه است وروحش در کربلا ست.آری حسین برتر از ابراهیم است .وحق بده احرام مُحرم را .