شکایت از شهدا
شاید این نوشته کمی شخصی وبه نظر بی احترامی باشد اما این وبلاگ شخصی من است دیگه
امروز روز ولنتاین نیست ،امروز 25 بهمن نیست ، بعضی روز ولنتاینشان روز25 بهمن ماه است و بعضی روز 22 بهمنشان روز ولنتاین است . امروز روز ولنتاین پدر من و ادامه راه 22 بهمن اوست .امروز روز شهادت پدر من است امروز اولین گل را حوریه به او دادو او چه به حوریه داد را باید از نامه حوریه به کروبی دانست ،که نکته های وحشتناکی در آن یافت می شود.
امروز روز جانباز شدن، و بعد از جانبازی حرکت بسوی شهادت در جزیره ای به نام مجنون ودر عملیاتی با عنوان خیبر وامروز سالگرد شهادت پدر من است وامروز روز دفن کردن استخوانهای این شهید بعد از 13 سال و سالگرد دیگری که به من مربوط ودر صندوقچه دل وآه ماندگری است........
از خصوصیات ظاهری او کچل بودن بهمان صافی دل اوست واز خصوصیات اخلاقیش ترسو بودن ،او از جهنم می ترسید اواز ماندن ومرداب شدن می ترسید او می ترسید که روزگاری دشمن اجنبیش سید موسوی وکروبی باشد او می ترسید که روزگاری باید انتخاب کند بین خمینی ومنتظری بین صانعی وخامنه ای واز آنجا که آنها ترسو بودند، شهادت در بیابان جنون را پذیرفت.
پدر جان می دانی که به شهدا تاخته ام وبه تو هم می تازم ،به شما انسانهای ترسو ،همه تان ترسو بودید ،از جهنم ترسیدید از ماندن ترسیدید از نفاق ترسیدید واز خدا در زمانه ای طلب شهادت کردید که دشمنتان روبرویتان بود، مرد اگر بودید می ماندید وشهید آینده می شدید، اگر می ماندید ومنافق نمی شدید اگر پول پست ومقام رنگتان را عوض نمی کرد.....
پدر جان شرمنده که هیچوقت از تو ننوشته ام ونخواهم نوشت ،هیچوقت به بودن یا نبودن تو فکر نکرده ام ونخواهم کرد ،اگر مانده بودی طعنه تلخ نیش کلام مرا روزی هزار بار می شنیدی ، خوب شد رفتی ای کاش همه می رفتند ای کاش همه شهید می شدند اما اگر از تو ننویسم از حق خودم واز طلب خود می نویسم ،و می دانی حق گرفتنی است نه دادنی، ارث ما کجاست ،آنچه برای ما باید می گذاشتی ونگذاشتی کجاست ، در وصیت نامه ات جز حلالیت طلبیدن و ادای قرضت وتوقعاتت از فرزندانت در آینده هیچ چیز دیگری نیست. نمی دانم وصیت نامه برای تقسیم مال واموال است یا نوشتن بدهکاری وحلالیت طلبی . ما همچو آنان که در پی در گذشت پدرانشان چو کفتار به دنبال ارث ومیراثند بدنبال آنیم .وصیت نامه را گذاشته اند برای ادای دیون وتقسیم مال الترکه ووصیت تو از قسمت دوم محروم است.
ای شهدای ترسو ای خودخواهان عالم ،من از شما گله دارم ،باشد وعده ما در کنار پل صراط ،من به نمایندگی از فرزندان شهدا یقه تان را خواهم گرفت ،من شما را محکوم می کنم به طوری که شیرین عبادی هم از پس من بر نیاید ،،،، وقتی راه کج فرزند شهید را می بینم وبر سفیدی صورتش سرخی سیلی پدرش را نمی بینم ،وقتی دختر شهید فلج شده را می بینم واثری از کرامت پدرش نمی بینم ،وقتی سلولهای سرطانی در حال رشد همسر شهید را می بینم ونیامدن هیچ خبری از شوهرش را می بینم، وقتی گریه های دختر شهید را که با مرگ مادرشان شیرازه زندگیشان را بر باد رفته می بینم، وقتی ناراحتی پسرش را می بینم که بعد از عمری زحمت کشیدن توانسته ماشینی بخرد به امید روزهای بهتر اما ماشینش شده آمبولانس او آرزو می کردم از عمر من کاسته وبه عمر مادر اش اضافه می شد،، اما مگر ما چقدر عمر داریم ما خون داده ایم خون دل خورده ایم وباید خون هم بدهیم ،،مگر موسوی برای ما عمری باقی گذاشته که فدای همسر شهید کنیم ....
آری شهید اولی سردار نبود، شهید دومی روستایی بود وفرمانده نبود، شهدا هم ظاهرا در عالم برزخ دچار خوشه بندی شده اند ،انگار خوشه های سر شانه هایشان درجه کرامتشان را نشان می دهد. نمی دانم مارکس در کدام جهنم دره ای گیر کرده تا کوس ازمحال اختلاف طبقاتی سر دهد. تا شاید کرامت شهدا هم مساوی می شد........
ای کاش در دادگاههای ما محکمه ای برای محاکمه اموات باز می شد تا من نشانتان می دادم ،،من از شما شکایت می کردم من شکایت خودم را بدست شیرین به مجامع حقوقی خواهم برد ،،آری شهدا من هیچ اثری از زنده بودنتان درک نکرده ام ،من شماره ملی پدرم را دیده ام اما هیچ اثری از او ندیده ام ،اصلا حالا که کار به اینجا کشید زبانم را درازتر می کنم وحالتان را می گیرم ،،فرزندان شهدا بی پدر نشده اند شما بی پسر شده اید ،اگر سرمستی جامهای شراب هوش وهواستان را نبرده ،اگر حوریه هایتان اجازه دادند ،سری به رساله حقوق امام سجاد بزنید،حقوق والدین نسبت به فرزندان ،حق همسر و..را من متذکر شما می شوم ،دیگرهیچ بهانه ای در غربی بودن یا شرقی بودن این حقوق ندارید،امام خودتان آن را نوشته وشما ادعای التزام به آن را ندارید.
ما بدنبال ارثیم ،ما میراث می خواهیم ، ومی دانیم ارث شیعه چیزی جز شهادت نیست ما در پی آنیم،،ترا به جان مادرانتان هرچه ما داریم هم مال شما،، همین موتور من ،،ثروتی جزاین ندارم،، مال شما ، حق بچه یتیم خوردن ندارد ،ارثمان را بدهید ،ما ارثمان را برای نظام می خواهیم برای رهبرمان می خواهیم،
به شهدا بگو